از خیلی وقت پیش در فکر این بودم تا یک پست خودم را اختصاص دهم به فریبا تا شاید کمی خوشحال شود و نیشش باز شود مثل همیشه... قبلا ها نمیدانستم فریبا کیست فقط میدانستم یک نفری است که خیلی خیلی نقاشی می کشد و همیشه نقاشی هایش در دوچرخه چاپ میشود و بسیار شعر میگوید و داستان مینویسد... و البته جا نیفتد خیلی شنیده بودم که شیطان میباشد و بسیار بازیگوشی میکند.. البته میدانستم او از من بزرگتر میباشد و بسیار دختر خوبی است ولی نمیدانستم کمی خل و قلمبه باشد... از شخصیتش خوشم می آید چون بسیار شبیه دوستم کاملیا میباشد که یک پست را قرار به او اختصاص دهم... فریبای صورتی بسیار مهربان می باشد و وقتی به من میگوید که بسیار جیغ جیغ میکنم خیلی شاد میشوم... من از آدم هایی که دائم انرژی مثبت به انسان انتقال میدهند خوشم می آید و قریبا جزء این گروه از آدم ها است ... فریبا با هر گروه سنی جور میشود و کاری ندارد طرف چند ساله میباشد.. از 1 ماهه تا 1000 ساله هر کسی که را ببیند و از او خوشش بیاید با او دوست میشود و من خیلی خوشحالم که او این حسن اخلاقی را دارد ... چون خیلی از اینجور آدم ها کم پیدا میشوند... فقط او کمی فریبنده میباشد ... نه نه اشتباه فکر نکنید او فقط کمی مرا فریب میدهد و فقط در مورد نقاشی کشیدنش برایم حقه نزده و فریبم نداده ولی روز دوشنبه نمایشگاه مطبوعات که آخرین روز نمایشگاه بود را قرار بود برایم بنویسد که ننوشت و دائم گفت " مینویسم به خدا" ولی این کار را نکرد و مرا فریب داد! ... او بسیار کتاب دوست دارد و کتابهای خوب میخواند و مثل من میباشد... او به وبم می آید ولی نظر نمیدهد که من دائم با این مسئله مشکل دارم و دائم باید به او گوش زد کنم که ای فریبای صورتی به من نظر خودت را اعلام نکردی... او وقتی در وبش پستی مینویسد شاد میشوم از خواندن مطالبش و برایش نظر خوب میگذارم... وقتی در دوچرخه داستان من با نقاشی فریبا چاپ میشود دوست دارم یک نیشگون حسابی از او بگیرم و به او بگویم" ازکجا این نقاشی ها را میکشی قلمبه؟!" ... او دانشگاه میرود و به من میگوید " خودتو نکش دانشگاه خبری نیست!" و من بیچاره میگویم " من حالا کی خودمو کشتم!" ...او بسیار زیاد لواشک دوست دارد و عاشق لب تاپ است و وقتی به او گفتم " لب تاپ خریدم" بسیار خوشحال شد، او معتقد است لب تاپ باکلاس است... او عاشق دختربچه های صورتی میباشد و آرزو دارد در آینده دختری داشته باشد شبیه بچگی های خودش و من!...او دوستان بسیاری دارد و همه ی آنهارا دوست میدارد فکر کنم!... او در جواب من که به او میگویم"چرا جواب اس ام اس هامو نمیدی؟" میگوید " چون شارژ ندارم و شارژهایم فورا تمام میشوند.." ... من او را دوست میدارم و امیدوارم هیچوقت مرا فریب ندهد و همیشه همینطوری بماند و لواشک را دوست بدارد!!!

همشهری توقیف و آزاد شد....
اگر دیر آپ کردم ایندفعه ببخشید واقعا کامپیوترم قاط زده..
برای رفتن به وب فریبا برد در پیوندها یک فریبا دیندار بیشتر موجود نمیباشد...!!!