تبليغاتX
سرخپوست سرخ!


سرخپوست سرخ!

من از سرخی تو سرخ نشدم

از خیلی وقت پیش در فکر این بودم تا یک پست خودم را اختصاص دهم به فریبا تا شاید کمی خوشحال شود و نیشش باز شود مثل همیشه... قبلا ها نمیدانستم فریبا کیست فقط میدانستم یک نفری است که خیلی خیلی نقاشی می کشد و همیشه نقاشی هایش در دوچرخه چاپ میشود و بسیار شعر میگوید و داستان مینویسد... و البته جا نیفتد خیلی شنیده بودم که شیطان میباشد و بسیار بازیگوشی میکند.. البته میدانستم او از من بزرگتر میباشد و بسیار دختر خوبی است ولی نمیدانستم کمی خل و قلمبه باشد... از شخصیتش خوشم می آید چون بسیار شبیه دوستم کاملیا میباشد که یک پست را قرار به او اختصاص دهم... فریبای صورتی بسیار مهربان می باشد و وقتی به من میگوید که بسیار جیغ جیغ میکنم خیلی شاد میشوم... من از آدم هایی که دائم انرژی مثبت به انسان انتقال میدهند خوشم می آید و قریبا جزء این گروه از آدم ها است ... فریبا با هر گروه سنی جور میشود و کاری ندارد طرف چند ساله میباشد.. از 1 ماهه تا 1000 ساله هر کسی که را ببیند و از او خوشش بیاید با او دوست میشود و من خیلی خوشحالم که او این حسن اخلاقی را دارد ... چون خیلی از اینجور آدم ها کم پیدا میشوند... فقط او کمی فریبنده میباشد ... نه نه اشتباه فکر نکنید او فقط کمی مرا فریب میدهد و فقط در مورد نقاشی کشیدنش برایم حقه نزده و فریبم نداده ولی روز دوشنبه نمایشگاه مطبوعات که آخرین روز نمایشگاه بود را قرار بود برایم بنویسد که ننوشت و دائم گفت " مینویسم به خدا" ولی این کار را نکرد و مرا فریب داد! ... او بسیار کتاب دوست دارد و کتابهای خوب میخواند و مثل من میباشد... او به وبم می آید ولی نظر نمیدهد که من دائم با این مسئله مشکل دارم و دائم باید به او گوش زد کنم که ای فریبای صورتی به من نظر خودت را اعلام نکردی... او وقتی در وبش پستی مینویسد شاد میشوم از خواندن مطالبش و برایش نظر خوب میگذارم... وقتی در دوچرخه داستان من با نقاشی فریبا چاپ میشود دوست دارم یک نیشگون حسابی از او بگیرم و به او بگویم" ازکجا این نقاشی ها را میکشی قلمبه؟!" ... او دانشگاه میرود و به من میگوید " خودتو نکش دانشگاه خبری نیست!" و من بیچاره میگویم " من حالا کی خودمو کشتم!" ...او بسیار زیاد لواشک دوست دارد و عاشق لب تاپ است و وقتی به او گفتم " لب تاپ خریدم" بسیار خوشحال شد، او معتقد است لب تاپ باکلاس است... او عاشق دختربچه های صورتی میباشد و آرزو دارد در آینده دختری داشته باشد شبیه بچگی های خودش و من!...او دوستان بسیاری دارد و همه ی آنهارا دوست میدارد فکر کنم!... او در جواب من که به او میگویم"چرا جواب اس ام اس هامو نمیدی؟" میگوید " چون شارژ ندارم و شارژهایم فورا تمام میشوند.." ... من او را دوست میدارم و امیدوارم هیچوقت مرا فریب ندهد و همیشه همینطوری بماند و لواشک را دوست بدارد!!!

p8dnyr7pgfri1hekn15.gif

همشهری توقیف و آزاد شد....

اگر دیر آپ کردم ایندفعه ببخشید واقعا کامپیوترم قاط زده..

برای رفتن به وب فریبا برد در پیوندها یک فریبا دیندار بیشتر موجود نمیباشد...!!!

نوشته شده در ساعت توسط آوانوش| |

دلم یک دخترمیخواهد که در آینده زمانیکه نباشم او باشد و مثل من حرف بزند و اخلاقش مثل من باشد . شاید اینطوری بتوانم خودم را ثابت نگه دارم و جاودان بمانم..دلم یک دختر میخواهد که مثل من عاشق شود و پسری که بتواند او را خوشبخت کند از سرزمین دور بیاید و او را از صمیم قلب دوست داشتته باشد... دلم یک دختر میخواهد که مثل من فکرکند و عاشق سرعت باشد .. یک دختر که عاشق دیدن منظره باشد و از مشاهده تصاویر کشیده شده توسط دوستانش شاد شود ... دلم یک دخترمیخواهد که موهایش مثل من مشکی  و قدش از من هم بلندتر باشد...دلم میخواهد او هم در مجلات و روزنامه ها کار کند و بتواند شاعر خوبی شود... دلم یک دختر خوب میخواهد همانند من برقصد و فروغ فرخزاد را بلند بلند بخواند... دلم میخواهد او هم کلیکسیون ساعت داشته باشد و قهوه را تلخ تلخ تلخ بخورد... دلم یک دختر میخواهد شبیه من باشد و مادربزرگش را دوست داشته باشد و از او خاطره داشته باشد...دلم میخواهد او هم دوستان خوبی داشته باشد و عاشق تاریخ  باشد...دلم یک دختر میخواهد که دقیقا مثل من دومین روز خرداد ماه متولد شود و دائم بخندد و کمی هم مغرور باشد... دلم میخواهد او هم گربه ی کوچک ولگرد را دوست داشته باشد و برای آن از دور بوسه بفرستد... دلم یک دختر میخواهد که مثل من عاشق مجلاتش باشد و با مادرش بخاطر بد ورق زدن آنها دعوا کند و ناراحت شود...دلم میخواهد او همانند من جیغ جیغ کند و عاشق بستنی کاکائویی باشد.. دلم یک دختر میخواهد که مثل من خط خوبی داشته باشد و اعتماد به نفسش بالا باشد...دلم میخواهد او هم مثل من عکاسی اش خوب خوب باشد و تمام عکس هایش را ذخیره کند تا کسی آنها را نبیند ...دلم یک دختر میخواهد تا مثل من رمان فارسی دوست داشته باشد و با دوستانش بخاطر بدنگه داشتن کتابهایش یک دعوای مفصل کند... دلم یک دختر میخواد که مثل من هول باشد و معلم اش به او بگوید که بسیار بی خیال می باشد و اصلا دنیا را سخت نمیگیرد... دلم میخواهد او هم مثل من با خاله اش بر سر آدامس نعنایی که عاشق آن است دعوا راه بیندازد و دائم جیغ بزند و چشمانش را ببندد و بگوید " به چه حقی به اونا دســـــت زدی؟؟؟؟" ...دلم یک دختر میخواهد تا لاست ببیند و دائم کارگردانش را فحش دهد که چرا بیخودی فیلم را کش میدهد... دلم یک دختر خوب میخواهد که مثل من عاشق نوشابه باشد و سالاد ماکارونی را در عرض یک دقیقه تمام کند... دلم یک دختر میخواهد که مثل من داستان بنویسد و از دیدن کتابهای خوب خاله حیرت کند... دلم یک دختر میخواهد که همانند من تلویزیون را از کودکی دوست داشته باشد و از دیدن کارتون های قدیمی شاد شود... دلم دختری میخواهد که مثل من در شمال رانندگی کند و پدر بتواند خوب مناظر آنجا را ببیند... دلم یک دختر میخواهد که وقتی برود کتابفروشی هیجانزده شود و دائم بپرد اینور و آنور و شیطونی کند. .. دلم یک دختر میخواهد که آهنگ های کریس دی برگ و سیروان و گروه آریان گوش دهد و لذت ببرد از این همه آهنگ های خوب و شنیدن صدای خوانندگان بی نظیر!..دلم یک دختر میخواهد که بتواند خوب شنا کند و مثل من در استخر سیزاری و ایستاده بپرد... دلم یک دختر میخواهد که مثل من گیتار را یهو نگذارد کنار و از اسکیت که روزی دوسش داشت دلزده شود... آری! دختری میخواهم که همه یاین حسن ها و معایب را داشته باشد تا بشود یکی مثل من در آینده ای که نباشم ...

aa4n1mf3ehg36rpgncie.jpg

نوشته شده در ساعت توسط آوانوش| |


Design By : Night Skin